أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

82

آثار الباقيه ( فارسى )

طفلى را حامل است كه جزو خود او نيست و در حقيقت جزئى زايد است همينطور هم سال كبيسه يك ماه از سالهاى ديگر بيشتر داراست و جزء خود آن نيست . برخى از يهود گمان كرده‌اند كه آذار اول آذار اصلى است كه در سالهاى بسيط گفته مىشود و آذار ثانى شهر كبيسه است كه بايد در آخر سال باشد زيرا چنان كه در تورات است بنى اسرائيل مكلف گشته‌اند كه نيسن ماه اول ايشان باشد ولى اين گمانى است كه بسيار دور از حقيقت است و دليل بر اينكه آذار ثانى آذار اصلى است نه آذار اول اين است كه پيوسته بيك حال است و مقدار و عدد ايام آن و ثبات اعياد و صيام در آن تغيير نمىكند بدون آنكه در آذار اول كه در سال كبيسه است از اين امور چنين باشد . ديگر آنكه شرط شده در آذار ثانى پيوسته آفتاب در برج حوت باشد اما آذار اول در عبور است و مشروط بر اين است كه آفتاب در آن در برج دلو باشد . ادوار يهود ديگر آنكه يهود پس از اين كار نيازمند گشتند كه براى سالهاى عبور ترتيبى باشد بدين سبب به ادوارى كه از ماه‌هاى قمرى در سالهاى شمسى درست مىشود عطف توجه نمودند و اين ادوار را پنج نوع يافتند . اول - دور هشت‌تايى كه داراى 99 ماه است و سه ماه كبيسه دارد . دوم - دور نوزده‌تايى كه داراى دويست و سى و پنج ماه است و هفت ماه كبيسه دارد و اين را دور اصغر گويند . سوم - دور هفتاد و شش‌تايى است كه ماه‌هاى آن نهصد و چهل ماه است و كبيسه‌هاى آن بيست و هشت ماه است . چهارم - دور نود و پنج‌تايى كه آن را دور اوسط گويند و ماه‌هاى آن هزار و صد و هفتاد و شش ماه است و كبايس آن سى و پنج ماه است . پنجم - دور پانصد و سى دوتايى كه آن را دور اكبر گويند و ماه‌هاى آن شش هزار و پانصد و هشتاد ماه است كه صد و نود و شش ماه كبيسه دارد .